کوی تو

سلام . صبح بخیر

ماه شهریور در 14 سال گذشته برای من پر از خاطرات و دلخوشی های فرا زمینی بوده.

امروز صبح زود باز رفتم در محله کسی که سالهاست برایم معنای بودن و شدن داره. حتما اونموقع خواب خواب بود...................

پر از غصه و حسرت و حسادت شدم.

شاید اخرین باری باشد که از ان کوچه گذر کنم...............................

آن صبح که به شوق گذر کردم به کوی تو

دیده ام می دویدهر سو به دیدار روی تو

هیچ نبود جز حسرت و آه در ان کوی

من مانده ام و کوله باری از خاطرات تو

9 شهریور 1402

حسرت

اسمونی متفاوت

وقتی به خودم اجازه دادم که کسی دوستم داشته باشه ودوستش داشته باشم همه چیز رو در نظر گرفتم . نگرانیا دلواپسیا غصه نداشتنا والبته شادی وخوشحالی وهزاران جنبه خوب دیگه خاصیت دوست داشتنه.نمیخوام بگم ادم درست وحسابیم اما مطمینم تا حالا کسی رو از لحاظ عاطفی فریب ندادم ونیازیم به اینکار نداشتم.ترس از دست دادن کسی که دوستش دارم عذاب اوره اما نمیخوام به نبودنها فکر کنم .اگه از گذشته متنفرم واینده رو هم با غصه از دست دادن نگاه کنم دیگه فقط زنده ام نه ادمی که زندگی میکنه.دونه های دل من خیلی وقته پیدا شده فقط کافیه باور کنی کسی هست که تو رو جوری دوست داره که شبیه هیچ کدوم از اسمونیای دورو برت نیست.دونه های دل من خیلی وقت توی دل تو پاشیده شده.دست تو بیار جلو تا حسشون کنی

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر ۱۳۹۰ ساعت 7:58 توسط | نظرات

یهو

مال منی بذار نگات کنم تورو تورو یه عالمه
هرچی صدات کنم تورو بازم کمه با اینکه میدونم تهش برام غمه
مال منی دچارشم دچارمه نمیدونه کمش برام یه عالمه
نمیدونه که چرا ازش سوالمه نمیدونه
بی تو نمیشه سر این روزا نمیکشم
من بی تو داغونم تو چی حالت نمیشه بد
اینجوری نمیشه رفت دل یهو نمیشه سرد
آخه عشقو نمیشه یهو از ریشه زد پس نمیشه زد
اگه دلت پیشم آرومه نرو حالا که تو خیابونا پر بارونه نرو
اگه دیدی حالم داغونه نرو قسمم اگه جون هردوتامونه نرو
رفت یه جای دور یه جای دور ولی دیدش آسمون تو همه جا آبی بود
مال منی بذار نگات کنم تورو تورو یه عالمه
هرچی صدات کنم تورو بازم کمه با اینکه میدونم تهش برام غمه
مال منی دچارشم دچارمه نمیدونه کمش برام یه عالمه
نمیدونه که چرا ازش سوالمه نمیدونه

دلت که میلرزید من با چشام دیدم

تو زل تابستون چقدر زمستون

هوا گرفته نبود دلم گرفت آن شب

به مادرم گفتم هنوز بارون

قطار رد شد و رفت مسافرا موندن

مسافرا که برند قطار میمونه

تو برف بارونی قطار قلب منه

قلب شکسته ی من

تو برف مدفون

دونه به دونه غمم

غصه به غصه شبم

کاشکی یه روز صبح شه

کاش فقط ای کاش

بگو شب بخوابه من بیدارم

من شبو زنده نگه میدارم.......

عاشقانه

به همدمت بگو

که دوستش می‌داری

بگو که مشتاق دیدنش هستی

زیرا که خورشید توست

زیرا یگانه است؛

به او بگو

که دلخوشی قلب من هستی

ولو که هرگز باز نگردی

این را همین ماه به او بگو

شاید عاشقانه‌ی دیگری به راه نباشد.

عاشقانه

به همدمت بگو

که دوستش می‌داری

بگو که مشتاق دیدنش هستی

زیرا که خورشید توست

زیرا یگانه است؛

به او بگو

که دلخوشی قلب من هستی

ولو که هرگز باز نگردی

این را همین ماه به او بگو

شاید عاشقانه‌ی دیگری به راه نباشد.

یخ

این روزهای تابستانی برایم یخ زده ترین جای کره زمین شده و هر روز سردتر و غیر قابل تحمل تر

انگارفقط دل م به خاطرات گرم است و نفس می کشم تا شاید.............

بی خبری

بی خبری از حال دیگری مرگ تریجی است

زخم کاری

اما من مدتی است حتی رنگ خورشید را هم ندیده ام

هرچه هست تاریکی مطلق و بهتر بگویم

یک زخم عمیق بر روح و بر جان

غروب

من یک روز چهل و سه بار غروب خورشید را دیدم

تو که میدانی ادم وقتی دلش زیاد گرفته باشد

غروب خورشید را دوست دارد………

جور خاص

بابا لنگ دراز عزیزم!

بعضی آدم ها را نمی شود داشت!

فقط می شود یک جور خاصی دوستشان داشت :)

بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند

که برای تو باشند،

یا تو برای آن ها ...!

اصلا به آخرش فکر نمی کنی

آنها برای اینند که دوستشان بداری!

این آدم ها ...

حتی وقتی که دیگر نیستند هم،

در کنج دلت تا ابد

یک جور خاص

دوست داشته خواهند شد ...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۶ ساعت 9:49 توسط | نظرات

خودشون

دلم فقط ارامش می خواهد از جنس اسمانی

سکوت و سکوت و سکوت

فقط خدا می داند حال منو

تنفر از من هم حق توست.......................

از ادمهایی که دلخوشهای زندگیما ازم گرفتند

م ت ن ف ر م............

م ت ن ف ر..............

شهریور ماندگار

حال بد

الان پیام دادی که حالت خوب نیست...........................

حالم از همه ادمایی که حال تورو بد می کنن به هم میخوره حتی اگه خودم باشم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:44 توسط | نظرات