راهزنی امد

کاروان عاطفه

غارت کرد

تن زخمی من

گوشه برهوت انداخت

گرگ امد

تن م تکه تکه کرد

کرکس هم استخوانم شکست

مور اخرین ذره

را به سیاهی لانه

به امانت برد

اما چشمم

هنوز

براه تو خواهد ماند

تا ابد

12 مرداد 1402