راهزن
راهزنی امد
کاروان عاطفه
غارت کرد
تن زخمی من
گوشه برهوت انداخت
گرگ امد
تن م تکه تکه کرد
کرکس هم استخوانم شکست
مور اخرین ذره
را به سیاهی لانه
به امانت برد
اما چشمم
هنوز
براه تو خواهد ماند
تا ابد
12 مرداد 1402
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 10:32 توسط
|